الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
21
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و امامت ، به تفصيل نمىپردازد ، زيرا مقام ، مقتضى آن نيست . بلكه عبارتى مىآورد كه مورد پسند خاطر همگان باشد و هيچ فكرى از آن گريزان نباشد . طبرسى مثل همهء مفسرين ديگر براى اسباب نزول آيات ، اهميت خاصى قائل است . بديهى است كه اين كار ، با عموميت جاودانى عبارات قرآن سازگار نيست . لكن تنها امام طبرسى گرفتار آن نيست بلكه او تحت تاثير پيشينيان خود قرار گرفته و بعديها نيز از اين تاثير بر كنار نماندهاند . بدون شك ، منظور آنها اين نيست كه معناى آيات را منحصر در موارد نزول گردانند . زيرا آنچه مورد ملاحظه است ، عموميت الفاظ است ، نه خصوص سبب . 3 مؤلف اين كتاب ، از دانشمندانى است كه از علوم مختلف ، آگاهى دارد و دهها تأليف و تصنيف بيادگار گذاشته است ، برخى از تاليفات او در بارهء موضوعات مذهبى شيعى است . اما عمدهء كوشش او در راه تفسير صرف شده است و اين بخاطر علاقهاى بوده ، كه از زمان جوانى به اين كار داشته است . به اين مطلب در مقدمهء تفسير خود اشاره كرده است . مورخان ، در بارهء سيرهء او مطلب جالبى نوشتهاند و آن اين است كه او كتاب مجمع البيان را نوشت و مطالب كتاب تبيان شيخ طوسى را در آن گرد آورد ، بدون اينكه از تفسير كشاف زمخشرى اطلاعى داشته باشد . هنگامى كه از تفسير كشاف اطلاع يافت ، دست به تاليف كتاب ديگرى در زمينهء تفسير زد ، بنام « الكاف الشاف من كتاب الكشاف » از اين اسم بر مىآيد كه در اين كتاب ، مطالبى را كه از تفسير زمخشرى بدست آورده ، گنجانيده است - كتاب ديگرى هم به او نسبت ميدهند كه بنام « الوسيط » در چهار جلد ، بعد از نگارش كتاب مذكور تاليف كرد . همچنين مىگويند . كتابى هم بنام « الوجيز » در يك يا دو جلد نوشت . همهء اينها در زمينهء تفسير نگاشته شدهاند . اينها را بدنبال اتمام بزرگترين تفسير خود « مجمع البيان »